شنیدن صدای قلبت برای دومین بار

از صبح باز رفتم شهر جدید تا ساعت 4 وقتی برگشتم خیلی خسته بودم بابات به زور من را خوابوند نیم ساعتی خواب بودم بیدار شدم و سریع آماده شدیم رفتیم دکتر اونجا خیلی معطل شدم و عصبی اما هیجان اینکه صدای قلبت را بشنوم بهم آرامش می داد. بالاخره رفتم پیش خانم دکتر و صدای قلبت را شنیدم قربونت بشم چقدر تند تند قلبت میزد این دفعه صدای قلبت را ضبط کردم از دیشب 100 بار گوش دادم عزیز دلم ایشالا تا ابد قلبت سالم و همین طور خوب بزنه دیشب شام مختصری خوردم و ناشتا شدم امروز صبح خودم تنها ی تنها رفتم آزمایشگاه اول آزمایش خون بعد بهم شربت گلوکز دادن و یک ساعت بعد یک آزمایش دیگه خلاصه این که امروز همش توی راه و نیم راه آزمایشگاه بودم. طفلی  مادربزرگت از کانادا هم خیلی نگران من و تو بود .من هم واسه اینکه نگرانیش را رفع کنم هی می اومدم شرکت بهش خبر می دادم که حالم خوبه باباتم امروز ماموریت رفته من و تو می ریم خونه ی مامانی من نیشخند حتما بهمون خیلی خیلی خوش می گذرهچشمک

/ 0 نظر / 8 بازدید