جلسه سوم کلاس بارداری به همراه همسر
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱ : توسط :

 امروز صبح به همراه همسر به کلاس بارداری رفتیم با اینکه از مهمانی کذایی دیشب کلی خسته بودیم اما بیدار شدیم و خودمون را به کلاس رسوندیم  کلی مامان و بابا ی جوون دیدیم یک جورایی احساس خوبی داشتیم ازینکه دیدیم تنها نیستیم و زمانی که خانم اردکانی صحبت می کرد دیدیم شرایطی که ما پشت سر گذاشتیم  دیگران هم تجربه کردن بسی شاد  شدیم خلاصه اینکه صحبت های جالبی شنیدیم که حتما در آینده به دردمون می خوره اول در مورد افسردگی بعد زایمان صحبت کردکه فکر می کنم خیلی هایا در موردش اطلاع ندارند یا بهش بی توجهی می کنن که خیلی مسءله مهمی هستش بعد در مورد تعذیه درست صحبت کرد  که امیدوارم منم بتونم واقعا دخترم را با عادت های درست غذایی بزرگ کنم .اول کلاس هم مراحل رشد جنین را تو پاورپوینت بهمون نشون دادن که من یک حس جالبی پیدا کردم یک جورایی اشک تو چشمام جمع شده بود و و قدرت خدا را یادآور شدم  خدا جون چقدر بزرگی  چقدر به ما لطف داشتی که این افتخار به ما دادی که پدر و مادر یک موجود دیگه باشیم دوست دارم خدا جون    بعد هم به همراه همسر به اتاق زایمان در آب سر زدیم و بخش های مختلف زایشگاه را تا جایی که مجاز بود دیدیم احساس می کنم استرس یک خورده کاهش پیدا کرد خلاصه اینکه روز جالبی بود از ته دلم آرزو میکنم همه بچه ها صحیح و سالم به دنیا بیان نی نی ما هم همین طور