روز دوم تنهایی
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱ : توسط :

از صبح ماموریت بودم خیلی خسته شدم وقتی زیاد توی ماشین میشینم واقعا کمر درد میشم ،موقع برگشتن برای نهار رفتم خونه ی خاله ام کلی تحویل گرفته شدم  بعد با دختر خاله ام رفتیم خونه ی خودم کلی حرف زدیم ناخن هامون را 10 بار لاک زدیم و هی پاک کردیم بعد رفتیم مامان اینا را از توی skype دیدیم خدارا شکر خوب و سرحال بودند.بعد رفتیم شام از بیرون گرفتیم و رفتیم پارک لاله خوردیم شب خوبی بود. عزیزم تو هم این روزها اندکی آرام شدی و مثل قبل فعالیت نداری دلیلش را نمی دونم شاید واسه اینکه این چند روز من ناراحت بودم روی تو تاثیر گذاشته ناراحت عزیزم دوست دارم خیلی مواظب خودت باشماچ